X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تاریخ ، از یاد رفته .....
 
قالب وبلاگ

 

 

 پاسخ آقای دکتر عبدالرحیم قنوات :

  

به نظر این جانب در باره حوادث اجتماعی به دلیل ماهیت پیچیده و چند وجهی شان نمی توان به صورت صریح اظهار نظر کرد. حال اگر این حوادث با گذشت زمان به وقایعی تاریخی تبدیل شوند، کار از این نیز مشکل تر خواهد شد. نهضت مشروطیت یکی از حوادث اجتماعی پیچیده کشور ماست که به دلیل گذشت بیش از یک قرن از وقوع آن،

اکنون به یک واقعه تاریخی تبدیل شده و اظهار نظر در باره آن به صورت صریح آسان نیست.

به نظر این جانب لحن این سوال، به صورت غیر مستقیم گزاره ای را به ذهن مخاطب القا می کند مبنی بر این که نهضت مشروطیت نهضتی ناکام بوده است و پرسشگر به دنبال کشف علل این ناکامی، به این نتیجه رسیده که اصولا شرایط مناسبی برای وقوع این نهضت در جامعه ایرانی آن روزگار فراهم نبوده است. به صحت و سقم این قضاوت کاری ندارم ولی سوال را از این نظر جانبدارانه می دانم و سوال کننده را بی طرف تلقی نمی کنم.

اما از اینها گذشته بر اساس یک گزاره منطقی و فلسفی، این جانب معتقدم: هر گاه تغییر و تحولی اجتماعی رخ دهد به  طور قطع و یقین می توان نتیجه گرفت که شرایط برای رخ دادن آن در جامعه مهیا بوده است. زیرا بدون فراهم آمدن مقدمات لازم برای رخدادی، نمی توان وقوع آن را محتمل دانست.

در اثبات ادعای خود باید بگویم که جامعه آنروز ایران به رغم عقب ماندگی خود در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، دارای متفکرانی (روحانی و غیر روحانی) بود که  اندیشه مشروطیت را در ایران روج دادند. این البته به این معنی نیست که تمامی آنان درک درستی از تمامی جوانب مشروطیت داشتند، اما به این معنی است که آنچه به نام مشروطیت در جامعه ما اتفاق افتاد، حاصل تلاش رجال و اندیشمندان برآمده از همین جامعه بود که در هر صورت نخبگان روزگار خود به شمار می آمدند.

اگر منظور پرسشگر این است که عموم مردم با افکار و اندیشه های مشروطه طلبان آشنایی نداشتند. ضمن تأیید این مدعا باید اشاره کرد که در هیچ نهضت اجتماعی چنین امری تحقق نمی یابد که آگاهی همگان از جزئیات الگویی که از آن هواداری می کنند، یکسان شود. این موضوع در انقلاب اسلامی نیز مشهود است.

این جانب بر این عقیده ام که نهضت مشروطیت در ایران نهضتی ناموفق نبود و در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی ، ادبی و ... تآثیراتی مثبت بر جای گذاشت: کشور برای اولین بار صاحب قانونی مکتوب شد، سلطنت مقید شد، یک موج گسترده ادبی و فرهنگی شکل گرفت. مطالبات اجتماعی جدیدی مطرح شد و ... معمولا مخالفان این نظر، بر سر کار آمدن رضا شاه به عنوان یک دیکتاتور را نشانه شکست مشروطیت تلقی می کنند. من چنین اعتقادی ندارم و معتقدم اینکه رضا شاه برای برانداختن قاجاریه و دست یابی به قدرت، مجبور شد از مجلس رأی بگیرد، خود حاکی از تثبیت نسبی اصول مشروطیت بود.

[ یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1387 ] [ 10:35 ق.ظ ] [ الهه باقری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 245101

بک لینک