X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تاریخ ، از یاد رفته .....
 
قالب وبلاگ

برای تو و خویش، چشمانی آرزو می‌کنم که چراغها و نشانه‌ها  

را درظلماتمان ببیند....

گوشی که صداها و شناسه‌ها را در بیهوشی‌مان بشنود...

 برای تو و خویش، روحی که این همه را در خود بگیرد

و بپذیرد و زبانی که در صداقت خود، ما را از خاموشیِ خویش بیرون کشد

و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است، سخن بگوییم ......

                                                                     

                                                                 احمد شاملو

  

 

روز 4 اسفند خیلی تامل برانگیز است ؛ کار کارانگلیسیهاست!!!

تازه هر سال هم که می‌گذرد، جشن تولد هم می‌گیریم . کارکارآمریکایی هاست !!!!!!

آری سه سال است  که در این تارنما خزعبلات می‌نویسم... ولی باور کن که دیگر دستم به نوشتن نمی‌رود و تو خوب می‌دانی چرا این روزها دستم به نوشتن نمی رود..... روزهایی که زنده بودم به خاطر همین نوشتن و روزهایی که دستم به نوشتن نمی‌رفت . اما عجیب که هر سال که می‌گذرد،انگیزه‌ای برای  نوشتن ندارم ........ 

 هی روزگار غریبی است ، نازنینا .......  

 

   

پ.ن. 1 برای مخاطبان خاص :

اما سپاس از همراهان و هم‌یاران همیشگی‌ام، شمایی که خواننده‌ی نوشته‌های این روزها وماه‌ها و سال‌ها بودید و حتی تویی که بازهم تمام نوشته‌های من راخواندی ولی حتی یک بار هم کامنت نگذاشتی ....... 

 

پ.ن. 2 ؛ بدون شرح  

تنها فرق انسان و حیوان این است که انسان می تواند خودش را بکشد ........

[ چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1389 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ الهه باقری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 245101

بک لینک