X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تاریخ ، از یاد رفته .....
 
قالب وبلاگ

 

 

پاسخ جناب آقای محمدحسن سلیمانی :  

  

لزوماً برای پاسخ به سوال شما می‌بایست ابتدا شرایط اجتماعی‏، فرهنگی و سیاسی کشور در مقطعی که نطفه نهضت مشروطه در آن شکل گرفت را مورد مداقه و بررسی جامع قرار دهیم.در این نکته شکی نیست که انقلاب مشروطه مهمترین تحول اجتماعی در ایران در آغاز قرن بیستم بوده و از مهمترین انقلابهای اجتماعی خاورمیانه محسوب می‌شود و به گونه‌ای محور تحولات اجتماعی ایران، در اواخر عصر قاجاریه و همچنین تأثیرگذار درجنبشهای ضد استعماری به شمار می‌آید. با توجه به اهمیت این انقلاب و میزان تاثیرگذاری آن درتحولات بعدی جامعه ایران در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی،  اقتصادی و  فکری ـ فرهنگی بررسی و شناخت نقش عوامل  مؤثر در شکل گیری آن ضروری می باشد و

شدر این  میان پر واضح است که نیروهای اجتماعی  نقشی تعیین‌کننده در روند انقلاب مشروطه  داشته‌اند. حال این پرسش مطرح است که کدام  نیروهای اجتماعی در روند شکل‌گیری و  تدوام انقلاب مشروطه مؤثر بوده و هر یک چه  میزان تاثیرگذار بوده است؟
در ابتدا برای ارائه تصویر روشن‌تری از  این دوره به اجمال به عنصر جمعیت و مختصات  اجتماعی آن می‌پردازم.
1- جمعیت ایران: در عصر مشروطیت بین نه تا  ده و نیم میلیون برآورد شده است که در  اوایل قرن بیستم بیش از نصف جمعیت ایران را  دهقانان، یک چهارم آن را ایلات و یک پنجم  را شهرنشینان تشکیل می‌دادند که بخش  اعظمی از شهرنشینان نیز به کار کشاورزی  اشتغال داشتند؛ به این ترتیب می توان گفت ایران  یک کشور فلاحتی بود.
2- ویژگیهای عمده جمعیت ایران در دوره  مشروطیت عبارت است از :
 - غالب جمعیت کشور فاقد سواد و تحصیلات  بوده‌اند. 
 - جمعیت شهری کم و عمده جمعیت کشور در  روستاها زندگی می‌کرده‌اند.
 - مردم مذهبی و شیعه بوده و گرایشهای  دینی در تحرکات اجتماعی مؤثر بوده است.
 - در این جنبش بویژه در آغاز آن،به‌ هیچ  وجه مطالبات توده‌های اجتماعی مشخص و  تعریف شده نبوده است. 
 -  روحانیت گروه اصلی و مرجع در بسیج  گروههای اجتماعی بوده است.
3- ایلات و عشایر: بیش از دو میلیون نفر از  جمعیت ایران ایلات و عشایر بودند که بر  اساس مناسبات جامعه عشیره ای از رؤسای  ایلات و عشایر اطاعت پذیری محض داشتند. این  وضعیت موجب توانمندی خاص رؤسای ایلات  گردیده و آنان را به یکی از بازیگران مهم  تحولات سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه تبدیل  نمود.
4- کارگزاران دولتی، اعضای وزارت خارجه و  عناصر تحصیلکرده ای که از نخبگان حکومتی  و مؤثردر اداره کشور بودند، گروهی که از  دولت حقوق دریافت می‌کردند اما متاثر از  تحولات غرب بودند و‌ خواهان تغییر در  کشور و عمدتاً موضع مخالف حکومت داشتند.
5- روشنفکران و عناصر تحصیلکرده و متأثر  از پیشرفتهای دنیای غرب که به دو گروه  وابسته و غیروابسته تقسیم می‌شوند.
6- سرمایه داران و تجار غیروابسته و  وابسته (کمپرادور: دلال): این طبقه اجتماعی از  دوران محمد شاه در ایران شکل گرفته بود. از  قدرت اقتصادی رو به تزایدی برخوردارند.
 افراد متحصن در سفارت انگلیس توسط این  گروه پشتیبانی مالی می شدند. و انجمنهای  مخفی را  مورد حمایت مالی قرار می دادند و حبل  المتین را خریداری و برای علمای نجف  می‌فرستادند.
7- از دیگر گروههای اجتماعی مؤثر در  انقلاب مشروطیت علما هستند که در داخل و خارج  از ایران به نحوی درگیر با جریانات و  تحولات این دوره بوده اند.
8- دو دولت استعمارگر روسیه و انگلیس نیز  توانسته بودند در بین اقشار یا گروههای  صاحب نفوذ و مؤثر در انقلاب مشروطیت عوامل  نفوذی را جذب و از آنها در راستای  اهدافشان در شرایط مختلف استفاده نمایند.
حال با شرایط اجتماعی ایران که در بالا  به اجمال بدان پرداخته شد توده‌های مردم  در پیدایش این نهضت نقش اساسی نداشته‌اند .  و در زمره گروه‌های اجتماعی موثر  نبوده‌اند. به واقع این گروه‌های مرجع شامل؛  روشنفکران و تحصیل کرده‌های غرب‏،  روحانیون،‏ شماری از کارگزاران دولتی،  سرمایه داران و تجار وابسته و … بوده‌اند.  بازیگران اصلی و زمینه‌سازان کلیدی در  پیدایش تفکر و اندیشه مشروطه‌خواهی به شمار  می‌آمده‌اند. هر چند نمی‌توان در  استمرار این نهضت، نقش و همراهی توده‌ها‌ی  مردم را به کلی نفی کرد. توده‌هایی که بلحاظ  مذهبی بودن و تاثیر‌پذیری  از روحانیون و همچنین استبداد حاکم در  جامعه که سبب تضاد و شکاف عمیق طبقاتی  گردیده بود آرام آرام پای در میدان انقلاب  گذاشتند.

[ دوشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1387 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ الهه باقری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 245124

بک لینک