X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تاریخ ، از یاد رفته .....
 
قالب وبلاگ


این روزها برای من کتاب و موسیقی تنها فریاد پس از باران پرندگان است .



 

کتاب « صد سال کشاکش با تجدد » اثری است در 456 صفحه و مشتمل بر یک پیشگفتار و در 13 فصل، به تاریخ معاصر ایران تا امروز می نگرد . با یک واژه نامه 7 صفحه ای شامل کلیه کلمات بکار گرفته شده از زبان های دیگر همراه با معادل فارسی آنها و این کتاب به مناسبت صدمین سال انقلاب مشروطه منتشر شده است .

داریوش همایون در پیشگفتار هدف خود را از نوشتن این کتاب پاسخ دادن به این سوال که چرا کشور ایران فرصت های خودرا برای پیشرفت از دست داده بود ؟!  بیان کرده است .

داریوش همایون به تاریخ اهمیت زیادی می دهد معتقد است ؛ سیاست از تاریخ و فلسفه جدا نیست و سیاستمدران ایران باید برای ساختن آینده نگاه تاریخی داشته باشند وآن قسمت که مربوط به خرافه پرستی و  ... است را دور بیاندازند و از قسمت های ارزشمند آن درس بگیرند .

به نظر داریوش همایون

ایرانیان برای اینکه بتوانند جایگاه مناسب داشته باشند. باید از باورهای دینی خود دست بکشند و تلاش بکنند که به هدف اصلی مشروطه خواهان (داشتن کشوری پیشرفته برسند.)  به نظر نویسنده ، انقلاب مشروطه اولین جنبش تجددطلبانه ای که دارای ابعاد و وسعت جهانی بود که تاثیرات زیادی در جامعه ایران گذاشت که این تاثیرات نادیده گرفته شده است و ایران در دوره ی  پهلوی به سمت تجدد و پیشرفت حرکت می کرد که در جمهوری اسلامی متوقف شده است.به نظر نویسنده برای داشتن ایرانی مدرنیته باید انقلاب مشروطه به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد .با به وجود آمدن انقلاب اسلامی در ایران از اهداف و پیام دوره ی مشروطه دور شده ایم و جامعه ایران در هاله ای از تاریکی فرو رفته است .در ایران تجدد و نوگرایی از ژرف اندیشی در دین و فلسفه بوجود نیامده است. بلکه به خاطر ضعیف بودن نیروی اسلامی و شکست در مقابل روسیه وانگلستان این نیاز احساس شد که باید متون و دانش نظامی را از اروپا بگیریم و بدین ترتیب تجدد و نوگرایی وارد ایران شد . هدف اصلی روشنفکران و مشروطه خواهان بوجود آمدن قدرت دفاعی در مقابل بیگانگان و برگرداندن حکومت به دست مردم و دفاع از یکپارچگی ایران و کوتاه کردن دست آخوند ها ، اشراف و خان ها از منابع ملی بود .  با وجود به وجود آمدن مشروطه در ایران مشروطه خواهان به اهداف خود نرسیده اند.  که این امر دلایل زیادی دارند از جمله :

۱. کشور ایران در آن زمان فقط از نظر جغرافیایی یک کشور بود و عملا یکپارچگی خود را از دست داده بوده و درهر گوشه ای از یک کشور یک نفر حکومت می کرد.

 ۲.. مظفرالدین شاه در اواخرعمر خود مشروطه را قبول کرد ولی جانشینانش با مشروطه مخالف بوده اند. 

۳. با جریانات تاریخی که در آن دوران بوجود آمد و بختیاریها وارد تهران شدند و قدرت را در دست گرفتند سپس آخوندها توانستن مشروطه را به مشروعه تبدیل کنند و کم کم قدرت را در دست بگیرند .

۴. مخالفت کشورها بیگانه از جمله روسیه و انگلستان .

۵. بوجود آمدن جنگ جهانی اول و تقسیم شدن ایران بین روسیه و انگلستان .

به نظر نویسنده در واقع با انقلاب مشروطه عملا در وضع زندگی مردم تغییری ایجاد نکرد و حتی و ضع زندگی ایشان از قبل هم بدتر شد و زمانی رضاشاه با کمک انگلستان توانسته قدرت را در دست بگیرد ولی خود رضا شاه بدون کمک انگلستان توانسته کشور را یکپارچه کند .

و اصلاحاتی را به زور در ایران بوجود آورد نویسنده کتاب انتقادهای هم به رضا شاه کرده است ولی در نهایت حق را به رضا شاه داده است و رضاشاه را با آتاتورک مقایسه کرده است و به نظر او رضا شاه مجبور بود اصلاحا تش را به زور به مردم تحمیل کند. چون رضاشاه فهمیده بوده دموکراسی به درد مردم آن زمان نمی خورد. رضا شاه همیشه بیم از کودتای دیگر در ایران داشت و چون مشروعیت در ایران نداشت و از سرباز ساده ای به مقام پادشاهی رسیده بود سعی کرد با قدرت و زور مشروعیت به دست آورد یکی از ایرادهای بوجود آمده به رضاه شاه این است که او راه آهن را به خواست انگلستان به خاطر جا بجا یی مهمات از جنوب به شمال ساخته است ولی در واقع ساختن راه آهن یکی از اهداف مشروطه خواهان بوده است . وقتی رضاه شاه از ایران رفت . اصلاحات در ایران ناتمام ماند. داریوش همایون در کتابش از احمد قوام به نیکی یاد کرده و به نظر او احمد قوام توانست با هوش و تدبیر خود شوروی را از کشور بیرون کند و خطر جدا شدن آذربایجان و کردستان را از بین ببرد . به نظر نویسنده ی کتاب ، مصدق در بیرون کردن شوروی از ایران هیچ نقشی نداشت و فقط در این رابطه سخنرانی دو پهلو انجام داد و دلیل کم رنگ شدن اسم قوام در این رابطه : 1. تلاش محمد رضا شاه مبنی بر از بین بردن نام قوام و تمام شدن این موضوع به نفع خودش  2. خصوصیات اخلاقی خود قوام است .

نویسنده در ادامه می گوید : که همان طور که رضا شاه فرزند زمانه ی خودش بود . مصدق هم برای از بین بردن دست استعمارگران از منابع ملی و لغو امتیازات بیگانگان فرزند زمانه ی خودش بود و معتقد است که : تنها مصدق می توانست در ایران حکومت مردم سالار به رهبری طبقه ی متوسط به وجود آورد ولی با سیاست غلط مردم را از حکومت دموکرات دور کرد و کار تا جایی رسید که آیت الله خمینی قدرت را در ایران گرفت. انقلاب ایران به خاطر کمبود پول به وجود نیامد . بلکه به خاطر سرازیر شدن پول و به خاطر گران شدن نفت بود . نویسنده معتقد است که با وجود عدم مشروعیت حکومت و فساد موجود در دولت بازهم می شد از انقلاب جلوگیری کرد ولی هر قدم دولت ایران کوتاه می آمد . انقلابیون ایران نیروی تازه ای می گیرند و اشرافیت و مخالفان انقلاب تسلیم انقلابیون شدند . به نظر نویسنده اصلاح طلبان می توانستند بدون ایجاد انقلاب اصلاحات خود را در جامعه انجام دهند .

در نگاه اول، خواننده متنی شلوغ و متنوع را پیش روی خود می بیند، اما با تعمق در کتاب، مسائل سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ایران را در جهان دگرگون شونده مدرنیته به بحث می کشد.

این خلاصه حرف های همایون بود که البته به خاطر فشرده شدن بیش از اندازه ازعمق کتاب نشانی ندارد

.

همایون کتاب خود را با جمله ی به پایان می برد که

:

«.. برای ما آینده ای هست که تاریخ را از ما شرمسار نخواهد کرد...»

 

[ دوشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1389 ] [ 12:31 ق.ظ ] [ الهه باقری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 245124

بک لینک